امروز در عربستان همه می‌دانند روزنامه خوش‌آب و رنگ الوطن که از ۱۵ سال پیش در استان جنوبی عسیر نزدیک مرزهای یمن منتشر می‌شد سنگ چه کسی را به سینه می‌زند؛ هر کسی جز محمد بن سلمان، پسر جاه‌طلب پادشاه! البته با آغاز جنگ یمن، مقر این رسانه خار چشم سلمان و پسرش، از شهر ابها مرکز عسیر به بندر جده منتقل شد. همین جابه‌جایی و دوری از جنگ، گویای موضع گردانندگان این رسانه نسبت به بازی خطرناک و خونین بن سلمان در مرزهای جنوبی است.

محمد-بن-سلمان

به گزارش آوینی نیوز : الوطن با رویکرد مدرن روزنامه‌نگاری و گرافیکی و همچنین کاریکاتورهای انتقادی روزانه‌اش بشدت میان طیف نوگرای جامعه عربستان جا باز کرده و تیراژی حدود ۱۵۰ هزار نسخه در روز دارد. این جریده به واسطه سردبیری طلال آل‌شیخ، عضو هیات اجرایی اتحادیه روزنامه‌نگاران سعودی و با حضور یک دوجین روزنامه‌نگار عربستانی سرشناس مخالف وضع موجود مثل ترکی الدخیل، امیره کشاری، محمود صباغ و منال الشریف، حتی با استانداردهای خفقان‌آلود سعودی، لیبرال‌ترین نشریه و یکی از معدود رسانه‌های شبه‌خصوصی این کشور محسوب می‌شود که دلیلش صاحبان و حامیانی است که وزن آن را دارند تا در مقابل تیغ سانسور حکومت ریاض که بی‌شباهت به همان شمشیر جلادی روی پرچم عربستان نیست، حرف از تحول‌خواهی بزنند. هرچند دایره تغییر و تحول در میان سعودی‌ها به قدری تنگ است که حتی الوطن نیز با اینکه زیر نظر خالد یکی از پسران عبدالعزیز و برادر شاه اداره می‌شود و اخیرا زیر چتر ولیعهد «محمد بن نایف» قرار گرفته، از سانسور و توقیف موقت مصون نیست. هفته گذشته بود که تارنمای این روزنامه یا «وطن اون‌لاین» اظهاراتی را به ‌نقل از محمد بن نایف، ولیعهد سعودی منتشر کرد که به شکست عملیات نظامی عربستان و همچنین طرح سرنگونی بشار اسد در سوریه اعتراف می‌کرد.

اما ظرف نیم ساعت حرف‌های ولیعهد از تارک تارنمای یادشده حذف شد و خود آن نیز تا ساعاتی به کما رفت. در نهایت تارنمای وطن اون‌لاین، ساعت ۷ شب پنجشنبه گذشته به حالت طبیعی بازگشت در حالی که تکذیبیه خبر مربوط به محمد بن نایف در صفحه نخستش خودنمایی می‌کرد و ادعا می‌شد این سایت در راستای «توطئه علیه عربستان» و عصبانیت از «دستاوردهای ریاض» هک شده است. اما این تکذیبیه کذب که قطعا از طرف محمد بن سلمان به الوطنی‌ها دیکته شده بود مثل دیگر کارهای نایب ولیعهد ناشیانه بود، چرا که خبرانتقاد ضمنی ولیعهد از ادامه جنگ در حاشیه دیدار مشورتی با سران شورای همکاری خلیج‌فارس در جده، همزمان با خروجی تارنمای الوطن روی صفحه توئیتر این روزنامه هم رفته بود و برخی رسانه‌های برخط خلیج فارس نیز این خبر را به شکلی سربسته‌تر کار کرده بودند. ضمنا متعاقب آن هنوز هیچ نهاد ناظر سایبری سعودی یا بین‌المللی گزارشی دال بر حمله به سرور میزبان تارنمای الوطن منتشر نکرده است. البته می‌توان گفت در روز یادشده یک حمله برخط در فضای سیاسی سعودی انجام گرفته است اما نه علیه روزنامه الوطن بلکه توسط خود آن. در حقیقت تردیدی نمانده که آنچه پنجشنبه گذشته در نسخه مجازی الوطن بازتاب یافت، نخستین حمله لفظی آشکار محمد بن نایف، وزیر کشور به محمد بن سلمان، وزیر جنگ بود. کافی است صفحات این روزنامه را در ماه‌های اخیر مرور کنید تا دریابید طبق یک قانون نانوشته، تصویر و تیتر مربوط به ولیعهد، همواره باید جلد یا یکی از صفحات سیاسی دوم و سوم را به خود اختصاص دهد.

بن نایف، پسر ولیعهد اسبق و نزدیک‌ترین فرد در راس حاکمیت سعودی به خاندان آل‌شیخ و مفتی‌های وهابی، قاعدتا امروز خود در جایگاه ولیعهدی مدافع نهاد وهابی به موازات نهاد پادشاهی است آن هم در مقابل اصلاحات مذهبی- مثل برداشتن منع رانندگی و اشتغال رسمی زنان- که نایب و دشمنش بن سلمان با ارائه طرح پرطمطراق «چشم‌انداز سعودی ۲۰۳۰» مدعی راه انداختن آنهاست. اما اینکه لیبرال‌ترین روزنامه کشور تحت مدیریت بندر بن خالد، پسر تاجرمسلک شاهزاده خالد ۷۶ ساله و یکی از تنها ۵ پسر در قید حیات بنیانگذار رژیم سعودی، تمام و کمال پشت سر محمد بن نایف حامی شیوخ وهابی قرار می‌گیرد، متاعی است که فقط در آشفته‌بازار سعودی می‌توان آن را یافت.

فقط به این حقیقت عجیب توجه کنید که سردبیر لیبرال الوطن خود از آل شیخ یعنی مهم‌ترین و قدیمی‌ترین خاندان وهابی متحد آل‌سعود برخاسته است. پیام تسلیت ۲ سال پیش مقرن بن عبدالعزیز، نایب ولیعهد وقت- زمانی که هنوز خبر مرگ ملک عبدالله نپیچیده بود- به این روزنامه‌نگار که هنوز در آرشیو خبرگزاری رسمی سعودی (واس) موجود است، نشانگر عمق نفوذ او در حاکمیت است.

با این اوصاف حمایت الوطن با چنان عقبه‌ای از ولیعهدی که آخرین نقطه اتکای جناح اکثریت آل‌سعود برای فرار از حذف کامل توسط صدامک متوهم و دیکتاتورمآب یا همان شاهزاده کم سن و ‌سال پادشاه محسوب می‌شود، طبیعتا ورای تقسیم‌بندی‌های مذهبی و سیاسی متعارف است. این نشانه اتحاد تمام گرایش‌های سنتی و مدرن آل‌سعود علیه یک بچه است.

بن نایف به پشتوانه چنین عقبه‌ای بود که نمایش قدرت خود را از جده آغاز کرد و در دیدار با سران کشورهای شورای همکاری، سیاستمدارانه به شکست عملیات «توفان قاطعیت» در یمن که سندش به نام محمد بن سلمان خورده است و کوتاهی دولت‌های عربی اذعان کرد و گفت نتایج این جنگ «انتظارات ما را برآورده نکرده است». او جنگ لفظی علیه رقیب را روز سه‌شنبه آغاز کرد و بلافاصله برای دیدارهای رسمی از تونس و فرانسه راهی غرب شد تا خودی نشان دهد و از زیر سایه دیپلماتیکی که بن سلمان با کمک سگ خانگی‌اش عادل الجبیر، وزیر خارجه بر سر او افکنده‌اند بیرون‌ آید اما با گذشت ۴۸ ساعت فقط و فقط یک رسانه رسمی سعودی حرف‌هایش را در جده بازتاب داد.

«وطن اون‌لاین» در همان خبر کذایی حذف شده که البته العالم صفحه مربوط به آن را شکار کرده است، به نقل از بن نایف نوشت: «باید گفت عملیات توفان قاطعیت زمان زیادی به طول انجامید و اوضاع خارج از پیش‌بینی‌های ما پیش رفت، چون کشورهای عضو ائتلاف به ماموریت‌هایی که به آنها واگذار شده بود، عمل نکردند».

او سپس سیاستمدارانه دامنه شکست سعودی را به شام هم کشید و این بار از غرب مایه گذاشت: «انتظار می‌رفت نظام بشار اسد رئیس‌جمهور این کشور با کمک ترکیه و آمریکا کنار زده شود و ما به اطمینان‌های این دو کشور بسیار امیدوار بودیم اما این وعده‌ها به‌شکل عملی تحقق نیافت».

دست آخر ولیعهد مکار با لفظ عقب‌نشینی دردناک سیلی دردناکی به صورت رقیب زد: «این مسائل ایجاب می‌کند در سیاست‌ها و محاسبات خود تجدیدنظر کنیم و در صورت نیاز حتی عقب‌نشینی‌های واقعی و دردناکی در این پرونده‌ها داشته باشیم، این در صورتی است که قصد داشته باشیم جهان عرب را به ساحل امنیت رهنمون شویم و آن را از درگیری و کشت و کشتار نجات دهیم».

مجتهد، افشاگر مشهور عربستانی، سانسور این اظهارات ولیعهد توسط دستگاه نظارتی پادشاه و پسرش را نشانه‌ای خطرناک از چربیدن زور بن‌سلمان و غالب شدنش بر حاکمیت برمی‌شمارد اما نباید فراموش کرد پایه‌های سلطنت نیابتی صدامک به اسم پدرش چنان سست است که با یک خبر چند خطی به عمر تنها نیم ساعت در تارنمایی که جزو ۵۰۰ تای اول رتبه‌بندی الکسا در عربستان هم نیست، تهدید می‌شود.

طیف اکثریت خاندان سعودی سرانجام موفق شده‌اند ولیعهد را به سخنگوی خود تبدیل کنند و به تعارضی بسیار حیاتی با دشمن درون خانه وادارند. همچنین بن نایف و قاطبه خاندان تحت انزوای سعودی از این طریق شکاف قدرت را در داخل عیان و برای پدرخوانده‌های غربی این رژیم طفیلی کدهای مهمی ارسال می‌کنند تا جایی که بلافاصله دبیرکل سازمان ملل از این فرصت استفاده می‌کند و در راستای طرح آمریکایی چهارمیخ کردن حاکمیت غیرقابل پیش‌بینی ریاض، با استنادی دیرهنگام به جنایات سعودی در یمن، رژیم عربستان را در فهرست سیاه ناقضان حقوق بشر سازمان قرار می‌دهد. به قول عبدالباری عطوان، تحلیلگر سرشناس جهان عرب پس از مقصر شناختن آل‌سعود به‌عنوان حامی القاعده در واقعه ۱۱ سپتامبر در کنگره آمریکا، این یک ضربه مهلک دیگر خارجی بر رژیمی منفور و مساله‌ساز است که نه تنها در مشروعیت داخلی‌اش تردیدهای جدی وجود دارد بلکه همان اندک اعتبار داخلی حاکمیت سیاسی‌اش هم در راس الیگارشی خاندانی به چالش کشیده شده است.

برخورد  نهایی

تا چند ماه پیش محمد بن نایف و محمد بن سلمان هنوز تحت اتحادی تاکتیکی بر مبنای حذف سایر شاهزاده‌های رقیب بویژه دیگر برادران سلمان و تقسیم قدرت میان خود، ظاهرا به شکلی مسالمت‌آمیز در کاخ روضه خریم روزگار می‌گذراندند اما گذشت زمان و بدتر شدن حال پادشاه ۸۰ ساله نیمه‌هوشیار، جایگاه پسرش را در این اتحاد تضعیف می‌کرد، چرا که با مرگ یا حتی به کما رفتن سلمان، دیکتاتور جوان دیگر هیچ مشروعیتی در سلسله مراتب خاندانی به‌عنوان نایب ولیعهد نخواهد داشت و شاه جدید یعنی بن نایف، حرف اول و آخر را خواهد زد.

به نوشته روزنامه لبنانی الاخبار، پاییز گذشته، خزان این اتحاد موقت با عزل و نصب‌های بن سلمان با امضای پدر تاجدارش فرا رسید که خط قرمزهای بن نایف را در نوردید. زمانی که در موج سوم کودتای سیاسی به دستور دیوان پادشاهی دستور برکناری سعد الجبری- یکی از سرشناس‌ترین مردان بن نایف در شورای وزیران و چشم و گوش او در وزارت کشور- از پست وزیر مشاور کابینه صادر شد، ولیعهد احساس کرد زمان برخورد نهایی فرا رسیده است. برخوردی که البته همانند همان شمشیر معروف بیرق سعودی، تیغی دو لبه دارد. یعنی در حالی که اکثریت چهره‌ها و نهاد‌های سنتی آل‌سعود مثل دارالفتوای وهابی در مقابل دیکتاتور تازه به دوران رسیده جبهه گرفته‌اند، صدامک هم از خود هوشیاری نسبی نشان داده و در حال تغییر قواعد بازی سنتی به شکلی مدرن است.

این درست است که در چند ماه اخیر انتقادات جهانی علیه تروریست‌پروری سعودی بالا گرفته و به مراحل حادی رسیده که می‌تواند حتی اجماعی جهانی را علیه ریاض به وجود آورد اما نکته اینجاست که بن سلمان، با مطرح کردن چشم‌انداز سعودی ۲۰۳۰ بر مبنای اصلاحات اقتصادی و اجتماعی و شعارهای نوگرایانه و غربی‌پسند، به سرعت در حال جا خالی دادن در مقابل این اتهامات است. او می‌داند که این اتهامات دامن رقبای با سابقه‌اش را می‌گیرد نه او را که شخصیتی تازه به قدرت رسیده است. حتی اگر نام سلمان، پدر پادشاهش در گزارش‌های سنا به‌عنوان یکی از عوامل حادثه ۱۱ سپتامبر آورده شده باشد، باز هم می‌تواند امیدوار باشد که پای بن نایف ولیعهد نیز همانند بسیاری از شاهزادگان رقیب در مورد حمایت از القاعده و داعش گیر است. محمد بن سلمان در عوض سعی می‌کند خود را در نظر رسانه‌های غربی چهره‌ای جدید معرفی ‌کند که به آینده مطلوب عربستان متصل است و ارتباطی با گذشته تاریک تروریستی سعودی ندارد. به نوشته الاخبار بلافاصله پس از آنکه بخش‌هایی از گزارش ۱۰۴صفحه‌ای کنگره آمریکا درباره نقش حاکمان عربستان در ۱۱ سپتامبر منتشر شد، محمد بن سلمان ۳ محور ضدتروریستی – اتخاذ اقدامات امنیتی در قبال تروریست‌ها، خشک کردن منابع مالی آنها و پایان دادن به افراط‌گرایی در مساجد و مدارس- را در راهبرد ۲۰۳۰ خود گنجاند. چند روز پس از آن نیز دستور داده شده خطبه نماز جمعه در تمام مساجد عربستان یکسان باشد.

بن نایف نمی‌توانست در مقابل موضع هوشمندانه رقیب جوان دست روی دست بگذارد پس ترجیح داد نقطه ضعف حریف را برجسته کند و شکست راهبردی در جنگ یمن و دیگر جنگ‌های نیابتی سعودی‌ها را به رخ وزیر جنگ بکشد. در نتیجه هفته پیش در جمع مشاوران و معاونان سران کشورهای متحد عربستان، او دست پیش را گرفت و به‌صراحت گفت حمله به یمن شکست خورده است، حال آنکه همه می‌دانند پرونده یمن فقط در اختیار بن سلمان است. ولیعهد مکارانه توجهات را از تروریسم‌پروری حاکمان ریاض در گذشته به موضوع داغ روز یعنی جنایات جنگی وزیر دفاع و متحدان عربش در یمن معطوف کرد تا غرب و شرق را در مقابل احتمال حذف خود توسط پسر پادشاه حساس کند و خود را به جای بن سلمان به‌مثابه گزینه‌ای اهل تعامل برای نجات عربستان و منطقه از گرداب فعلی معرفی کند.

در هر صورت جنگ قدرت ۲ طیف متخاصم آل‌سعود بر سر تصاحب تختی که در حال حاضر سلمان آلزایمری بر آن تکیه زده تا پیش از انتشار خبر الوطن، یک حقیقت پنهان بود که به حدس و گمان محدود می‌شد اما حالا دیگر شکاف قدرت برخط شده است. با این اوصاف آیا نمی‌توان آن خبر حذف شده را خبر حذف یکی از طرفین دانست؟ معادل خبر مرگ عبدالله پادشاه وقت که ۲ سال پیش مدام توسط مقامات رسمی ریاض تکذیب می‌شد؟ و البته در نهایت به حقیقت پیوست. آیا خبر الوطن از آغاز برخورد نهایی مدعیان قدرت در حجاز پیش‌آگهی نمی‌دهد که در آینده نزدیک به حذف یکی از طرفین منجر خواهد شد؟

انتهای پیام / وطن امروز